سفارش تبلیغ
تی شرت درخشان LED
این تیشرت دارای یک پنل LED است
که با صدای محیط به حرکت در می‌آید

ساعت سامورایی LED آبی
این ساعت مانند یک دستبند است که در زمان دلخواه ساعت آن ظاهر می شود.
تلویزیون دیجیتال
دریافت دیجیتال کانالهای تلویزیونی و ماهواره‌ای روی لپ‌تاپ و کامپیوتر
تلویزیون دیجیتال
سکوت بلند ترین فریاد
محبّت به زنان، از اخلاق پیامبران ـ درودهای خداوند بر آنان باد ـ است . [امام صادق علیه السلام]
سکوت بلند ترین فریاد
 
 RSS |خانه |ارتباط با من| درباره من|پارسی بلاگ

»» حسین وارث ادم

سلام بر حسین مظهر ازادگی مظهر ایستادگی مظهر حق و مظهر تنهایی


گرفته از بی معرفتی ها دلم گرفته می خواهم حرف بزنم از این نا کسان از این


بی انصافها از انها که در سر هر کوچه و هر خیابان قیام حسین را به بازی می گیرند انها که دروغ های بزرگ می بافند انها که


بر حسین می گریند اما نه بر معرفت خویش که بر ترازدی که ساختند که اگر این چنین بود بر خود می گریدند نه بر مظهر


ایستادگی چگونه سر بلند کنم و این نا انصافی ها را ببینم و هیچ نگویم.


دسته های عزاداری را می بینم سخت می گریم مثل نوزادی که از دامان مادر دور مانده بر تنهای حسین می گریم بر تحریفاتی که


حسین برای جلوگیری از انها جان خویش را فدا کرد ولی اکنون با نام او همین تحریفات را وارد دین کردند وای که خاندان علی


هنوز هم در اندیشه حق تنهایند.


علامت های بلند را می بینم که مظهر تشیع صفوی است .شرک محض است اما به نام حسین عده ای عربده کشان دنبال ان می دوند


حسین جان مگر نه همان است که سر مبارک تو را بر روی طبق در کاخ ظلم بردند و اکنون این دیوانه ها را می بینم که دور


طبق های بی معرفتی با چراغ های رنگین جمع می شوند طبق ها را روی سر می گذارند و می چرخانند.وای بر این مصیبت چه


کنیم .بر این نادانی ها باید بگرییم سخت بگرییم.


خدایا این نا سپاسی ها را چگونه جواب دهیم این تحریفات را چه کنیم برحسین چه نسبت های ناروای می دهند تا بازار گریه های


نا معرفتی های خود را گرم کنند.


با بی شرمی حسین این پر چم دار حق این وارث ازادگی جهان را تا حدی پاین می اورند که ادم شرم می کند .


به خدای یگانه شهادت می دهم که حسین لحظه ای با ضعف در برابر این وارثان ظلم و شرک نایستاد.


پس چگونه با نا سپاسی چنان دروغ های به هم می بافند که بر حسین مثل یک انسان ضعیف مگرییم به خدا سوگند که باید پا سخ


گوی همه ی این ناسپاسی ها در حق حسین باشیم.


به خدا که خاندان علی در فکر تنهایند وگر نه کوفیان ناکس بعد از واقعه کربلا بر حسین بسیار گریه کردند اما اینها اگر روزی


هزار بار بیعت کنند باز به وقت نیاز بیعت می شکنند


شما را به خدا به تفکر حسین بنگرید .اگر اکنون در برابر ظلم نمی استیم بدانیم که در سپاه ظلم جای داریم بدانید که در زمان حسین 


نیز اگر بودیم .............................


 اگر بر عباس می گریم وفای او را در نظر داشته باشیم .ادب او را به یاد بیاوریم یقین او را به یاد بیاوریم.


اگر ظالمان حسین را در کربلا به سلیب می کشند .به دلیل نشناخن انهاست به خاطر نبودن معرفت صحیح است


اگر می خواهیم ذکر مصیبت برای حسین و یارانش بکنیم شان انها را تا حد یک فرد ضعیف که برای اب خواهش می کند نشان


ندهیم به خدا قسم که انها می خواستند که حسین از انها در خواستی هر چند کوچک داشته باشد ولی این حسین است فرزند فاطمه و


حیدر حسین کوه صبر است حسین کوه شرافت است چگونه بپذیریم که این حسین از این ناکسان با زاری اب طلب


کند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


در اخر از کتاب حسین وارث ادم دکتر علی شریعتی پایانی می نویسم بر این نوشته این قسمت را با دقت بخوانید


چقدر تحمل ناپذیر است دیدن این همه درد.این همه فاجعه.در یک سیما سیمایی که تمامی رنج انسان را در سر گذشت زندگی


مظلومش.حکایت می کند. سیمایی که.....


چه بگویم؟


مفتی اعظم اسلام او را به نام یک<<خارجی عاصی بر دین الله و رافض سنت محمد>>محکوم کرده و به مرگش فتوا داده است.


در پیرامونش .جز اجساد گرمی که در خون خویش خفته اند.کسی از او دفاع نمی کند.


همچون تندیس غربت و تنهایی و رنج.از موج خون.در صحرا.قامت کشیده و همچنان.بر رهگذر تاریخ ایستاده است.


نه باز می گردد.


که :به کجا؟


نه پیش می رود.


که:چگونه؟


نه می جنگد.


که:با چه؟


نه سخن می گوید.


که:با که؟


و نه می نشیند.که...


هرگز!


ایستاده است و تمام جهادش اینکه:نیفتد


همچون سندانی در زیر ضربه های دشمن و دوست.در زیر چکش تمامی خداوندان سه گانه زمین .در طول تاریخ .از ادم تا..خودش


به سیمای شگفتش دوباره چشم می دوزم.در نگاه این بنده ی خویش می نگرد.خاموش و اشنا.با نگاهی که جز غم نیست.همچنان


ساکت می ماند.نمی توانم تحمل کنم.


سنگین است.


تمامی<<بودن >>م را در خود می شکند و خرد می کند


میگریزم


اما می ترسم تنها بمانم .تنها با خودم.تحمل خویش نیز سخت شرم اور است و شکنجه امیز است


به کوچه می گریزم.تا در سیاهی جمعیت گم شوم


در هیاهوی شهر.صدای سرزنش خویش را نشنوم.


خلق بسیاری انبوه شده اند و شهر.اشفته و پر خروش.می گرید.عربده ها وضجه ها و علم و عماری و <<صلیب جریده>>و


تیغ و زنجیری که دیوانه وار بر سر روی و پشت و پهلوی خود میزنند.و مردانی با رداهای بلندو...


عمامه ی پیغمبر.بر سرو... ا


اه!باز همان چهره های تکراری تاریخ!غمگین و سیه پوش.همه جا پیشاپیش خلایق!


تنها و اواره به هر سو میدوم .گوشه ی استین این را می گیرم .دامن ردای او را می چسبم.می پرسم.با تمام نیاز می پرسم-غرقه در


اشک و درد-:<<این مرد کیست>>؟


<<دردش چیست>>


این تنها وارث تاریخ انسان.وارث پرچم سرخ زمان.تنها چرا؟


چه کرده است؟


چه کشیده است؟


به من بگویید:


نامش چیست؟


هیچ کس پاسخم را نمی گوید!


پیش چشمم را پرده ای از اشک پو شیده است...ا


(مشهد عاشورای1349)


التماس دعا


مجید



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » مجید ( سه شنبه 10/11/85 :: ساعت 8:24 عصر )
»» لیست کل یادداشت های این وبلاگ

حسین وارث ادم
[عناوین آرشیوشده]

>> بازدید امروز: 1
>> بازدید دیروز: 0
>> مجموع بازدیدها: 1556
» درباره من

سکوت بلند ترین فریاد

» پیوندهای روزانه

البوم اهنگ از کرخه تا راین [132]
[آرشیو(1)]

» آرشیو مطالب
زمستان 1385
پاییز 1385
تابستان 1385 [3]

» لینک دوستان

» صفحات اختصاصی

» وضعیت من در یاهو
یــــاهـو
» موسیقی وبلاگ

» طراح قالب